قطعنامه 598؛ جام زهری که برخی آن را به امام نوشاندند

 

http://snn.ir/pic/13900425082_2011199240e.jpgحضرت امام(ره) با مشورت مسئولان نظام و کارشناسان، مصلحت نظام اسلامی را در پذیرش قطعنامه 598 و قبول آتش بس دیدند، اما این موضع‌گیری به هیچ وجه با روحیات و انتظارات مردم ایران و بویژه رزمندگان هماهنگی نداشت و آنها انتظار چنین چرخش ناگهانی را نداشتند، از همین منظر قبول قطعنامه از سوی امام به مثابه جام زهری بود که برخی آن را به بنیانگذار انقلاب نوشاندند.

فراپرس به نقل از«خبرگزاری دانشجو»؛ هر چند شروع جنگ تحمیلی به هیچ وجه با خواست و اراده نظام اسلامی ایران نبود، اما بعد از آغاز آن، وضعیتی به وجود آمد که نظام انقلابی و اسلامی ایران علاوه بر مقاصد مادی مانند بیرون راندن متجاوزان از خاک ایران، محکومیت متجاوز، پرداخت غرامت و غیره، اهداف معنوی بسیار بالاتری از تداوم آن را تعقیب می کرد؛ از این رو حضرت امام(ره) به صورت مرتب بر تداوم جنگ تا تأمین اهداف مشروع نظام اسلامی تأکید می کردند و می فرمودند: «اگر این جنگ 20 سال هم طول بکشد، ما همچنان ایستاده ایم.»
 
ایران در شرایطی وارد جنگ هشت ساله شد که به دلیل وقوع انقلاب اسلامی و مشکلات عدیده در حوزه داخلی و بین المللی، آماده درگیری نبود؛ از این رو تمرکز تمام دستگاه ها و نهادهای نظامی و غیرنظامی بر دفاع و ایستادگی در برابر دشمن قرار گرفت.
 
حمایت از صدام کمکی به شکست ایران نمی کرد
 
پس از اجرای چند عملیات نظامی موفقیت‌آمیز از سوی رزمندگان ایرانی در خلال سال‌های ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۴ که از آزادسازی خرمشهر آغاز شد و تا تصرف فاو ادامه داشت، سیاستمداران نسبت به شکست ایران توسط ارتش عراق بیمناک شدند و ادامه روند جنگ را به نفع ایران دیدند؛ همچنین تهدید کویت از سوی ایران به دلیل در اختیار قرار دادن جزیره بوبیان به عراق به عنوان پایگاه موشکی نیز موجب ترس سران کشورهای حاشیه خلیج فارس شد.
 
از این روی بود که رونالد ریگان، جورج بوش را سه ماه پس از تصرف فاو به منطقه خاورمیانه فرستاد تا با سران کشورهای عرب منطقه ملاقات کند، پس از پایان مذاکرات آمریکا و اعراب به این نتیجه رسیدند که ادامه حمایت از صدام حسین کمکی به پیروزی ارتش عراق در جنگ نمی‌کند، بنابراین بهتر دیدند که اقدام به مصالحه با ایران کرده و از نفوذ بیشتر کشورمان در منطقه جلوگیری کنند.
 
توجه رونالد ریگان به نفوذ ایران در خاورمیانه
 
در ۱۴ ژوئن ۱۹۸۵، در طی ماجرای پرواز تی‌دبلیوای ۸۴۷ که دو لبنانی عضو حزب‌الله اقدام به ربایش هواپیما کرده و خلبان را مجبور کردند در فروگاه بیروت بر زمین بنشیند، با میانجیگری اکبر هاشمی رفسنجانی در طی سفرش به سوریه و لبنان، گروگان‌ها آزاد شدند.
 
این مسئله موجب توجه رونالد ریگان به نفوذ ایران در اقدامات حزب‌الله لبنان شد، بنابراین در صدد برآمد مدتی بعد برای حل بحران ربایش برخی کارکنان سفارت آمریکا در بیروت توسط اعضای حزب‌الله، مجدداً از کمک ایران سود ببرد؛ در همین راستا آمریکا با واسطه ژاپن و پاکستان، با سید احمد خمینی تماس برقرار کرد.
 
هیئتی که در ۴ خرداد ۱۳۶۵ برای مذاکرات وارد تهران شد شامل الیور نورث، رابرت مک فارلین، تحلیلگر سازمان سیا و مشاور امنیتی رونالد ریگان؛ جورج کیو، از مقامات شورای ملی امنیت؛ هوارد تیچر، مسئول تحویل پول به شورشیان نیکاراگوئه و امیرام نیر، یکی از ماموران سرویس امنیت اسرائیل بودند.
 
ادعای هاشمی در خصوص ورود مک فارلین به ایران
 
بر اساس گفته‌های هاشمی رفسنجانی مک‌فارلین و همراهانش با نام ایرلندی با یک هواپیمای حمل سلاح وارد ایران شدند، در بدو ورود به ایران، اعضای این هیئت به یک هتل رفتند.
 
در مدت پنج روز مکرراً به درخواست های رابرت مک‌فارلین مبنی بر ملاقات با یکی از مسئولان رده ‌بالای ایران پاسخ منفی داده می‌شد، ماموران ایرانی اعضای هیئت را تهدید می‌کردند که در صورتی که هدف و نقشه اصلی حضور غیرمنتظره در ایران را شرح ندهند، هویتشان در رسانه‌های جمعی معرفی خواهد شد.
 
بعد از آن اولین دور مذاکرات به مدت دو ساعت انجام شد؛ در این جلسه مقامات سیاسی ایران حضور نداشتند و تنها فرماندهانی از سپاه پاسداران هیئت ایرانی را تشکیل می‌دادند.
 
دور دوم مذاکرات به دلیل ترک جلسه توسط مک‌فارلین تنها نیم‌ساعت ادامه پیدا کرد؛ وی این اقدام را به نشانه اعتراض به بی‌توجهی مقامات ایرانی نسبت به حضورش در ایران انجام داد.
 
دور سوم بدون حضور مک‌فارلین و با حضور چند دیپلمات ایرانی و به مدت شش ساعت انجام شد؛ در دور سوم، چهارم و پنجم توافقات نسبی بین طرفین انجام شد.
 
در پایان دور ششم مذاکرات، هیئت آمریکایی به این دلیل که نتیجه مذاکرات را مورد قبول نمی‌دید، درخواست بازگشت به آمریکا را مطرح کرد؛ این گروه در پایان دور هفتم مذاکرات (۷ خرداد ۱۳۶۵) گذرنامه خود را دریافت و ایران را ترک نمود.
 
ورود محموله موشک‌های تاو به ایران
 
اولین محموله موشک‌های تاو در ۱۵ مرداد ۱۳۶۴ به ایران ارسال، و ۲۴ شهریور ۱۳۶۴ دومین محموله وارد تهران شد؛ تعداد ۲۵ قبضه توپ ۱۵۵میلیمتری لوله بلند با شعله‌پوش ساخت آمریکا که در ارتش ایران برای رد گم کردن به توپ های اتریشی معروف شده بودند، از طریق کانتنر در بندرعباس تحویل حکومت ایران داده شد که رونالد ریگان همان ساعت در تماسی تلفنی به خاطر هماهنگ‌سازی اسرائیل در انتقال تسلیحات به ایران تشکر کرد.
 
مک فارلین و کیک و انجیل امضا شده
 
۱۲ آبان ۱۳۶۵ یک روزنامه لبنانی به نام الشراع نوشت که رابرت مک‌فارلین، مشاور امنیت ملی ریگان در یک ماموریت مخفیانه به همراه یک کیک و یک انجیل امضا شده توسط ریگان به تهران سفر کرده تا از طریق فروش سلاح به ایرانیان، از کمک آنها برای آزادی گروگان‌های آمریکایی در لبنان استفاده کند.
 
کسی که این اطلاعات را در اختیار الشراع قرار داده بود مهدی هاشمی بود و وی نیز این اطلاعات را از امید نجف آبادی دریافت کرده بود.
 
به دنبال انتشار گزارش الشراع، هاشمی رفسنجانی که آن زمان رئیس مجلس شورای اسلامی بود با توصیه امام خمینی در مراسم سالگرد ۱۳ آبان در سفارت سابق آمریکا به تشریح سفر مک فارلین و همراهانش به ایران پرداخت.
 
اعتماد مردم به اقدامات آیت‌الله خمینی موجب جلوگیری از اعتراضات مردمی در ایران شد، ولی برخی رجال سیاسی مخالف، نارضایتی خود را با این مسئله اعلام کردند.
 
برگ های برنده ایران قبل از پایان جنگ
 
در سال های پایانی جنگ، تغییر شرایط سیاسی و نظامی به نفع جمهوری اسلامی بود و رقم خوردن وقایعی همچون فتح خرمشهر، ‌تصرف جزایر مجنون، فتح فاو و نقاطی از کردستان عراق باعث ترس مجامع بین المللی و بخصوص کشورهای غربی شد.
 
از سوی دیگر سیاستی که جمهوری اسلامی مسیری را در پیش گرفته بود، توانست مانع ریاست دوباره عراق بر جنبش غیرمتعهدها شود و به طور قطع متجاوز بودن عراق و واقعیت تساهل و تسامح جهانی را نشان دهد.
 
اما در این میان شرایط و وقایع سیاسی داخلی و خارجی و برخی جوسازی ها منجر به آن شد که ایران ‌پس از هشت سال جنگ و رویارویی نظامی با رژیم بعث عراق - که کشورهای غربی به طور مستقیم حامی او بودند - در تیر سال 67 طی قبول قطعنامه موفقیت هایی را که در برهه ای حساس از تاریخ انقلاب هم در عرصه داخل و هم در عرصه بین الملل کسب کرده بود، متوقف کند و به تعبیر تاریخی امام، جام زهری را به بنیانگذار انقلاب اسلامی بنوشانند.
 
به فرموده رهبر انقلاب پذیرش قطعنامه از سوی امام به خاطر ترس، هجوم دشمن، تهدید آمریکا و اینکه آمریکا ممکن است در امر جنگ دخالت کند، نبود؛ چون آمریکا، قبل از آن هم در امر جنگ دخالت می‏کرد.
 
اما فشارهای بین المللی در آن برهه از جنگ بیشتر از قبل شده بود؛ به طوری که در ماه های آخر جنگ، حمایت جهانی از عراق به اوج رسید و آمریکایی ها عملا و به طور مستقیم، وارد صحنه شدند.
 
آنها سکوهای نفتی ایران را بمباران کرده و با هدایت هواپیماهای عراقی، بمباران نفتکش ها را تسهیل، و در نهایت هواپیمای مسافربری ایران را مستقیما منهدم کردند.
 
در این میان، فرانسوی ها نیز هواپیماهای پیشرفته سوپر اتاندارد و میراژ 2000 را در اختیار عراق گذاشتند و روس ها مدرنترین هواپیماهای جنگنده و دورپرداز و بلند پرواز و را به عراق ارسال کردند.
 
از سوی دیگر کویت و عربستان، سیل دلارهای خود را به عراق روانه ساختند و آلمانی ها مواد لازم برای سلاح شیمیایی در اختیار عراق گذاشتند؛ این وقایع موید آن است که عراق به تنهایی به مصاف ایران نیامده بود، بلکه عقبه ای عظیم از حمایت های مادی را به همراه داشت.
 
پیروزی جناح چپ در مجلس سوم
 
فضای داخلی کشور به گونه ای بود که علاوه بر فعالیت جناح های معارض با نظام‌، جناح های چپ و راست بر سر قدرت و کسب کرسی های مسئولیتی در کش و قوس بسر می بردند.
 
در سومین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی که در 19 فروردین 67 برگزار شد، جناح چپ پیروز انتخابات گردید؛ به طوری که از لیست 30 نفره تهران شش نفر از جامعه روحانیت مبارز و در کل کشور یک اقلیت 100 نفره از جناح راست در مجلس حضور داشتند، از این رو جناح چپ تسلط بی چون و چرا بر مجلس پیدا کرد و ریاست مجلس سوم بر عهده حجت الاسلام هاشمی که مورد توافق چپ و راست بود، قرار گرفت.
 
در این بین مسئولان سیاسی و نظامی کشور نیز گوشه ای دیگر از این جریانات را هدایت کرده و هر روز به نوعی به تشنج زایی و ایجاد التهاب بیشتر در فضای داخلی کشور آن هم در شرایطی که کشور بشدت درگیر جنگ بود، دامن می زدند.
 
در این میان محسن رضایی که فرمانده سپاه بود با ارسال نامه ای به امام اظهار کرد: تا پنج سال دیگر ما هیچ پیروزی نداریم، ممکن است در صورت داشتن وسایلی که در طول پنج سال بدست می‌آوریم، قدرت عملیات انهدامی و یا مقابله به مثل را داشته‌ باشیم؛ البته بعد از پایان سال 71 اگر ما دارای 350 تیپ پیاده و 2500 تانک و 3000 توپ و 300 هواپیمای جنگی و 300 هلیکوپتر و قدرت ساختن مقدار قابل توجهی از سلاح های لیزری و اتمی - که از ضرورت های جنگ در آن موقع بود - باشیم، می‌توان گفت به امید خدا بتوانیم عملیات آفندی انجام دهیم.
 
رضایی همچنین در این نامه با ملتهب جلوه دادن فضای کشور در جبهه های جنگ عنوان کرد: قابل ذکر است که باید توسعه نیروی سپاه به هفت برابر و ارتش به دو برابر و نیم افزایش پیدا کند، البته آمریکا را هم باید از خلیج فارس بیرون کنیم والا موفق نخواهیم بود.
 
این در حالی بود که وی مهم‌ترین قسمت موفقیت طرح خود را تهیه بموقع بودجه و امکانات دانسته و تاکید کرده بود که بعید به نظر می‌رسد دولت و ستاد فرماندهی کل قوا بتوانند به تعهد عمل کنند.
 
البته رضایی با ذکر این مطالب می‌گوید باید باز هم جنگید که این دیگر شعاری بیش نیست.
 
اما در این بین میرحسین موسوی که در آن زمان نخست وزیر کشور بود نیز دست به قلم شد تا او هم گامی در ایجاد فشار به رهبری برای پذیرش قطعنامه وارد آورد؛ به طوری که با صدور نامه ای خطاب به امام گفت: وزرای اقتصاد و بودجه وضع مالی نظام را زیر صفر اعلام کرده‌اند، مسئولان جنگ می‌گویند تنها سلاح‌هایی را که در شکست های اخیر از دست داده‌ایم به اندازه تمام بودجه‌ای‌ است که برای سپاه و ارتش در سال جاری در نظر گرفته شده بود.
 
اما در این بین مسئولان تبلیغات جنگ که خاتمی به عنوان وزیر ارشاد در راس آنها بود نیز لب به سخن گشوده و عنوان کردند: از آنجا که مردم فهمیده‌اند پیروزی سریعی بدست نمی‌آید شوق رفتن به جبهه در آنها کم شده است.
 
به طوری که از نامه خاتمی خطاب به امام این گونه برمی آمد که بسیجی‌ها و مردم به جبهه نمی‌روند و ما در جبهه نیرو کم داریم.
 
از سوی دیگر هاشمی که ریاست مجلس را بر عهده داشت نیز خطاب به امام عنوان کرد: دولت مهندس میرحسین موسوی اعلام کرده دیگر قادر به تدارک مالی نیست.
 
به تعبیر دیگر وی که نامه مسئولان نظامی و سیاسی کشور را به امام رساند، وضع اقتصادی را بد جلوه داد و در مقابل، دنیا تصمیم گرفته بود بدون رعایت مقررات جنگ اجازه بدهد صدام هر کاری می‌خواهد، انجام دهد.
 
در چنین شرایطی، حضرت امام(ره) با مشورت مسئولان نظام و کارشناسان، مصلحت نظام اسلامی را در پذیرش قطعنامه 598 و قبول آتش بس دیدند، اما این موضع گیری به هیچ وجه با روحیات و انتظارات مردم ایران و بویژه رزمندگان هماهنگی نداشت و آنها انتظار چنین چرخش ناگهانی را نداشتند.
 
از همین منظر قبول قطعنامه از سوی امام به مثابه جام زهری بود که برخی آن را به بنیانگذار انقلاب نوشاندند.
 
/ 1 نظر / 4 بازدید
fadayerahbar

سلام، مگر ساواکی ها، ببخشید منظورم سپاه و نیروی قدس بود، در عربستان هم مقاطعه کار هستند که می‌خواستند این عرب رو در آمریکا بکشند. فکر می‌کنم تو ایران همه شرکتهرا خریده باشند و چون جا تنگ شده رفتند تو عربستان هم شلوغ کنند تا قرارداد ببندند. چند سال پیش موقع افتتاح فرودگاه اینها باند را اشغال کردند و زوری قرارداد گرفتند. همه چیز پول هست. چون دزدها زیاد شدند منظورم احمدی‌نژاد و دار و دستش، سپاه باید در خارج سفیر عربستان را بکشه تا قرارداد بگیره. واقعا که کشورمون پیشرفت کرده. یا صاحب الزمان با نام تو اینها جنایت کردند و اسمش را اسلام گذاشتند. امام خمینی وقتی‌ فوت کردند یک قران نداشتند شرم بر شما.