آنچه اصلاح طلبان نگفتند و نمیگویند


پس از ماجراهایی که اخیرا در فضای سیاسی و مدیریتی کشور رخ داد، عده بسیاری از منتقدان و دشمنان، نوک پیکان انتقادات خود را به سمت تفکر اصولگرایی نشانه رفته اند.
آنها در خفا و آشکار از ناکارآمدی تفکر اصولگرایی به بهانه برخی خطاهای رخ داده در دولت سخن می رانند.

 

 

پس از ماجراهایی که اخیرا در فضای سیاسی و مدیریتی کشور رخ داد، عده بسیاری از منتقدان و دشمنان، نوک پیکان انتقادات خود را به سمت تفکر اصولگرایی نشانه رفته اند.
آنها در خفا و آشکار از ناکارآمدی تفکر اصولگرایی به بهانه برخی خطاهای رخ داده در دولت سخن می رانند. 

از خارج از کشور به همین بهانه ناکارآمدی قوا را در ایران زیر سوال می برند و از داخل نیز با مانورهایی مثل "ما از قبل هشدار داده بودیم"، "ناکارآمدی اصولگرایان مشخص شده است" و ... پیش آمده اند. 

این در حالی است که باید قضاوت در مورد کارآمدی یا ناکارآمدی تفکر اصولگرایی را به منطق و به مردم واگذار کرد. 

اصولگرایان هم اکنون ۶ سال است که از پس گذشت ۱۶ سال حاکمیت تقریبا یکدست کارگزارانی ها و اصلاح طلبان، بر مسند خدمت به مردم آمده اند و با توجه به سابقه ای که مردم از حضور آنها در شورای شهر دوره دوم، مجالس هفتم و هشتم و اقدامات دولت های نهم و دهم دارند باید دانست که قیاس واقعی از عملکرد آنها را باید در میان مردم جست نه در میان آرا و نظرات افرادی که در بهترین حالت یا وابستگی فکری به فتنه گران دارند و یا در دورانی که خود با پرچم اصلاح طلبی بر مسندهای دولتی نشسته بودند، کارنامه چندان درخشانی از خود به یادگار نگذاشتند. 

اصلاح طلبان در حالی طی روزهای اخیر حجم انتقادات خود را نسبت به تفکر اصولگرایی افزایش داده اند که باید تأکید کرد حرف هایی را که آنها مطرح می کنند انتقاداتی نیستند که افکار عمومی بتوانند پذیرای صدق و راستی آنها باشند. 

برای مثال هیچگاه صدای انتقادی از اصلاح طلبان در زمینه مصوبه مجلس برای دانشگاه آزاد، یا ماجرای گروه انحرافی شنیده نمی شود.
مفاسد اقتصادی و مبارزه با آن در رسانه ها و صحبت های افراد اصلاح طلب رنگی ندارد. و پیگیری و تبیین هرچه بیشتر آرمان های انقلاب اسلامی نیز البته گویا هیچگاه در تحلیل های آنها مد نظر نیست.

آنها انگار از کنار این مسائل مهم که مورد انتقاد شدید جبهه اصولگرایی نیز قرار دارد به سادگی گذر می کنند. اما در مقابل می بینیم که هرجا در اصطلاح سیاسی، یک مقام دولتی در گوشه رینگ قرار می گیرد، از مورد هجوم قرار دادن او هیچ ابایی ندارند. 

آنها از تقابل رئیس جمهور با برخی نظرات و دستورات به سادگی سخن می رانند، اما فی الواقع هیچگاه نمی بینیم که از آنچه که باید انتقاد کنند.
آنها هیچ انتقادی به چرایی عدم توجه جدی به دستور مهم جهاد اقتصادی ندارند. مدیریت محل استشکال دانشگاه آزاد و تملّقات گسترده از مدیریت این دانشگاه توسط عده ای، هیچگاه مورد توجه آنان قرار نمی گیرد. 

گویا در ماجرای گروه انحرافی ، انگار بسیاری از اصلاح طلبان نقد یا حتی مخالفتی را متوجه دولت و دولتیان نمی بیند. 

این رفتارها از جانب کسانی صورت می گیرد که شاهد بودیم در سال های حکومت اصلاحات، فریاد نقد و نقد پذیری شان حتی بر سر مقدسات دینی ما نیز بلند بود. 

حال چه شده است که فقط از آمارهای دولتی و هرجا که در دولت، ضعفی در آمار و ارقام مشاهده می شود، به یکباره به میدان می تازند و مدعی تصاحب اریکه های سیاسی می شوند؟
البته شاید توقع انتقاد حقیقی و مدیریت نشده از قاطبه کلی اصلاح طلبان کاری ناصحیح باشد. 

چه اینکه آنان در دوران حکومت خودشان نیز هیچگاه از آنچه باید انتقاد نمی کردند، بلکه درست در نقطه مقابل، همواره این نبایدها بودند که محل ایراد اصلاح طلبان قرار می گرفتند. 

آیا آنها هیچگاه از ماجرای روزه سیاسی برخی چهره های مبرّز اصلاح طلب ایراد گرفتند؟ آیا هیچگاه استعفای گسترده استانداران خاتمی و و قبل از آن استعفای نمایندگان اصلاح طلب مجلس ششم مورد انتقاد آنها و چهره هایشان قرار گرفت؟ 

صحبت ما از کسانی است که اگر خوب تر به گذشته خود نگاه کنند شاید اعتراف کنند که حتی مفهوم صرف اصلاح طلبی شان نیز از جایی غیر از داخل کشور برآمده باشد. 

آنها سال هایی را از سر گذراندند و کارهایی کردند که جملگی در یاد و خاطر مردم باقیمانده است.
و حال این مردم هستند که می توانند میان اصولگرایی و اصلاح طلبی انتخاب کنند. 

مردم می توانند تفکری مثل اصولگرایی را حقیقی بدانند که همچنان بر سر آرمان های خود برای انقلاب، کشور و مردم هست و اشکالات بعضاً ورود کرده را نیز خود اصولگرایان، نخستین کسانی بوده و هستند که بیان می کنند. یا اینکه به سمت اصلاح طلبانی خواهند رفت که در کارنامه شان، فعالیت سیاسی پر رنگتر از خدمت به مردم است و همواره در جایی که باید انتقاد کنند، کار برعکس کرده و سکوت می کنند.


/ 0 نظر / 4 بازدید