آرایشگاه‌های زنانه، مقر فال و خرافه!

 

 
آرایشگاه‌های زنانه، مقر فال و خرافه!

آرایشگاه‌های زنانه مقر فالگیران شده است؛ فالگیرانی که ظاهری کاملاً امروزی دارند و با ژستی روشنفکرمآبانه فال می‌گیرند!

گاهی اوقات، به رغم همه تلاش‌هایی که می‌کنیم، زندگی بر وفق مرادمان پیش نمی‌رود و فکر می‌کنیم از همه‌جا ناامید و رانده شده‌ایم. این همان زمانی است که بعضی از آدم‌ها به سراغ فال و طالع‌بینی می‌روند تا به طریقی زندگیشان را رونق بدهند. کف‌بینی، فال قهوه و از این قبیل بعضی از راه‌هایی هستند که متخصصان این رشته ادعا دارند به وضعیت کنونی افراد کمک می‌کنند. قدیم‌ترها که یادمان هست، این افراد با نام دعانویس جایگاه مشخصی داشتند و افراد با وقت قبلی و با معرفی یکی از فامیل یا دوستان و آشنایان برای رفع مشکلاتشان با پرداخت هزینه هنگفتی به سراغ آنها می‌رفتند تا به قول خودشان برای آنها کارگشایی، بستن بخت، بازکردن بخت، متنفرکردن کسی نسبت به فرد دیگری انجام بدهند و ماشاءالله این افراد تبحر دارند و تخصص!
اما اگر فکر می‌کنید امروز رمالان و فالگیرها را فقط در کوچه و خیابان یا خانه‌های کلنگی حاشیه شهرها، با گویشی خاص مشاهده می‌کنید. سخت در اشتباهید؛ چراکه این روزها بساط فالگیری این افراد در خانه‌های مجلل و مخصوصاً در آرایشگاه‌های زنانه پهن است. بسیاری از این افراد با ظاهری قابل قبول در جایگاه مشاوران با شما به گفت‌وگو می‌نشینند. علاوه بر آن از آینده خبر می‌دهند و برای تمام مشکلات شما راه‌حل دارند! شیوه‌هایی به کار می‌برند که حتی اگر به سرانجام نرسد برای مدتی موجب دلگرمی کاذب شما می‌شود!

خرید خرافه پرستی به چه قیمتی؟

همانگونه که گفتیم این روزها «فالگیر»‌ها، بساط خود را در آرایشگاه‌های زنانه به راه انداخته‌اند. اخیراً بیشتر آرایشگاه‌های زنانه برای تکمیل کادرشان هم که شده یک نفر فالگیر را استخدام می‌کنند، البته بسته به کلاس آرایشگاه و وزن جیب مراجعان، شرایط و نوع کار فالگیر هم متفاوت است، این افراد کار و کاسبی برای خود راه انداخته‌اند که بیا و ببین...

حضور این افراد در محیط‌هایی که بیشتر زنان و دختران جوان در آنها تردد دارند مثل آرایشگاه‌های زنانه، بیشتر مؤید این مطلب است که این قشر از جامعه گرایش بیشتری برای مراجعه به افرادی دارند که به ظن خود، قادرند آینده را پیش‌‌بینی یا گرهی از مشکلات آنها بازکنند!

انواع و اقسام فال در آرایشگاه‌های زنانه رواج دارد. از فال قهوه و چای و حافظ بگیر تا فال نخود. فالگیرها (که بیشتر فال قهوه می‌گیرند) مثل کارکنان، با آرایشگاه پورسانتی کار می‌کنند. ضمناً فقط آنها که در آرایشگاه‌های بزرگ فعالند، هر روز به آنجا می‌روند. در سایر آرایشگاه‌ها، فقط روز خاصی سر و کله خانم فالگیر پیدا می‌شود یا وقتی به اندازه کافی مشتری جمع شد، با او تماس تلفنی گرفته می‌شود تا به آنجا بیاید. همین طور که پیش می‌رود خانم‌هایی که شاید اهل فال گرفتن هم نباشند وقتی در جمع قرار می‌گیرند و ساعت‌ها وقت خودشان را دراین محیط می‌گذرانند ناخواسته یا به پیشنهاد دوستانشان تحت تأثیر محیط قرار گرفته و آرام‌آرام به فالگیری گرایش پیدا می‌کنند، تا جایی که برای آنها به یک عادت تبدیل شده و برای هر کاری به فالگیر متوسل می‌شوند.

فالت بگیرم؟

چندی پیش، یکی از دوستانم که تحصیلکرده است و جالب اینجاست که به قول خودش به فال اعتقاد دارد، در لابه‌لای صحبت هایش این خبر را که «آرایشگاه‌ها مکان فالگیری شده‌اند» عنوان کرد. چند روز بعد، به بهانه اینکه مشکلی برایم پیش آمده و نیاز دارم کسی مشکلم را حل کند از او خواستم تنهایم نگذارد. او هم پیشنهاد داد که پیش یک فالگیر مستقر در یک آرایشگاه برویم. اینکه گفتم دوستم تحصیلکرده بود به این خاطر بیان کردم که فکر نکنید مشتریان فالگیرها فقط یک مشت آدم بی‌سواد و ساده‌لوح هستند که گرایش به فال‌بینی و خرافه‌پرستی دارند؛ چراکه این روزها مشکلات اجتماعی، اقتصادی و روانی خانواده‌ها، این فرصت را در اختیار سودجویان قرار داده است تا با سوءاستفاده از نا آگاهی مشتریان خود از این راه درآمدهای هنگفت و بادآورده‌ای را به دست آورند. ابتدا خندیدم وگفتم اصلاً به فال و فالگیری اعتقادی ندارم، یک مشت دروغ تحویل آدم می‌دهند، آنها اگر می‌توانستند کمکی به کسی بکنند، اول از همه مشکلات خودشان را حل می‌کردند، اما با اصرار او با آغوش باز پذیرفتم!

به همراه دوستم سراغ فالگیری رفتیم که در یکی از آرایشگاه‌های زنانه مستقر بود و برای خودش دم و دستگاهی راه انداخته بود که دفتر وکلای امروزی هم به خوابش نمی‌آمد. فالگیر اتاق مخصوصی داشت و تبحر در حرفه‌اش، حتماً برای خوردن قهوه و برگرداندن فنجانش در نعلبکی باید وقت قبلی گرفت؛ مگر در شرایط اضطراری و موارد فوری. خلاصه منتظر بودیم که نوبتمان بشود از زن جوانی که ظاهراً مشتری ثابت بساط فال‌بینی بود پرسیدم چقدر به کارش اعتقاد دارید؟ گفت: «فال بینی دیگه برایم عادی شده وبرای همه کارهای روزانه‌ام فال می‌گیرم، بعضی وقت‌ها درست درمیاد و گاهی هم اتفاق نمی‌افتد». زن میانسالی هم انگار برای اولین‌بار بود که به این فالگیر مراجعه کرده بود، گفت: «دخترم با شوهرش دچار اختلاف شده و دارن از هم جدا میشن. دخترم میگه احساس می‌کنم جادو جمبلش کردن. اومدم ببینم دلیل اصلی بداخلاقی دامادم چیه».

همین اظهارنظرها کافی است تا بدانیم بسیاری از موضوع‌هایی که افراد را پای بساط فال و فالگیری می‌کشاند با کمی تأمل و تفکر و بهره‌گیری از شیوه‌های کارآمد، قابل پیش‌‌بینی و حل است و نیاز به فالگیری هم ندارد.

بالاخره نوبت من شد، فالگیر یک فنجان قهوه به من داد و گفت سربکشم که می‌خواهد من را با آینده آشنا و مشکلم را حل کند. من هم که کم حوصله و کنجکاو بودم به سرعت قهوه را سرکشیدم، به خاطر اینکه در آرایشگاه حلقه زدن زنان به دور زن فالگیر فضا را خیلی سنگین کرده بود. برخی از زنان به لطف بساط فال‌بینی ساعت‌ها وقت خودشان را در آنجا سپری می‌کنند، جو برایم قابل تحمل نبود. به زن فالگیرگفتم سریع‌تر فال من را بگیرد که بروم. زن فالگیرچشم از چشمان من بر نمی‌داشت و سعی می‌کرد اطلاعات بیشتری از من بداند و گفت: چقدر عجله دارید، صبر کن. در این میان همه حضار هم با پچ‌پچ کردن‌هایشان سعی داشتند به من بگویند که حرف این خانم فالگیر درست است و حرف ندارد.

خلاصه بعد از کلی ورد خواندن فنجان قهوه را از من گرفت و نگاهش را بر دیواره فنجان می‌چرخاند، رد قهوه را دنبال می‌کرد تا سرنوشت من و مشکلم را از میان خطوط قهوه پیدا کند. خانم فالگیر چنان محو داخل فنجان شده بود و گاهی با یک سر تکان دادن به من نگاه می‌کرد که مطمئن شدم مشکل بزرگ‌تر از اون چیزی است که فکرش را می‌کردم. خلاصه صبرم سر آمد و گفتم خانم بالاخره می‌توانی بگویید مشکل ما از کجاست؟ گفت: «چقدرعجله داری! نیامده می‌خوای بری».

بالاخره با اصرارهای من به زبان آمد و گفت: «اوه اوه اوه اینجای کارت گیر داره. . . ببین.»

گفتم: «من که چیزی نمی‌بینم!». گفت: «تو که نمی‌توانی ببینی دختر... اگر قرار باشد من ببینم و تو هم ببینی دیگر چه صنفی چه کشکی؟ ولی نگران نباش من مشکل شما را حل می‌کنم.»

گفتم: نگفتی درد من چیه؟ گفت: زن خوشگل مو قرمزی توی فامیل دارید؟ با صراحت گفتم: نه! چطور مگر؟ گفت: «توی حرف من می‌پری رشته کلام از دستم رفت...» معذرت خواهی کردم. دوباره ادامه داد و گفت: «حالا موقرمزی به آن معنا که نه، مثلاً موی طلایی». گفتم: «خب اینکه چیز عجیبی نیست الان توی هر خانواده‌ای ممکن است یک مو طلایی باشد. چون همه این روزها موهایشان را رنگ می‌کنند». با عصبانیت گفت: «دارید یا نه؟» گفتم: «بله خوب8،7 تایی هستند.» گفت: «یکی از اون‌ها به کار و زندگی‌ات حسودی می‌کنند و موش می‌دوانند. گفتم یعنی این مسئله آنقدر مهم است که نمی‌گذارد ما از نظر اقتصادی پیشرفت کنیم و به جایی برسیم؟»

زن فالگیر جواب نداد و رد شد اما در جواب سؤال دیگرم که حالا من باید یقه کدام یک از این خانم‌های موطلایی را بگیرم و باید چیکار کنم؟ تنها جمله‌ای که گفت این بود که از این فرد دوری کنم. باز هم سؤال برایم پیش آمد که من باید از کدام یک از این افراد دوری کنم؟ نمی‌شود که با همه فامیل قطع رابطه کرد...؟ فالگیر از ادامه این بحث خارج شد و کلی پرت و پلا تحویلم داد!

خلاصه حوصله‌ام سررفت وگفتم خانم مشکل من که این نبود اصلاً من برای چیز دیگری آمده بودم، اما شما چیز دیگری تحویل من می‌دهید. به او گفتم بیشتر دقت کنید ببینید من چرا این چند وقته آنقدر کسل و بی‌حوصله بودم. با این حرف من کمی دلگیر شد و گفت: «نمی‌دانم چرا بعضی‌ها فکر می‌کنند ما یک مشت آدم بی‌سواد هستیم و سعی می‌کنند فال قهوه را با یکسری از خرافه‌پرستی‌ها یکی کنند. در صورتی که فال قهوه یکجور علم است! بابا به خدا ما هم برای خودمان کسی هستیم، صنف داریم. من تا حالا از طریق همین فنجان‌‌های قهوه راه سرنوشت بسیاری از افراد را گفتم و خیلی هم راضی بودند. وقتی که داخل فنجان را نگاه می‌کنم، علامت و نشانه‌هایی می‌بینم که فقط من معنی آن را می‌فهمم و می‌توانم برای دیگران توضیح بدهم.» گفتم: «خانم قصد بی‌احترامی نداشتم اما بالاخره می‌توانید بگویید مشکل من کجاست یا نه؟» یک مرتبه گفت: «بله، خبرخوشی برایت دارم، توی فالت دارم می‌بینم.» با تعجب گفتم خوب چی هست؟ گفت: «البته گرهی که توی کارت بود را پیدا کردم ولی این چیزی که من اینجا می‌بینم نیاز به یک دعا دارد که اون دیگر کار من نیست.» گفتم باید چکارکنم؟ فالگیر در حالی که به خطوط قهوه برجا مانده در نعلبکی نگاه می‌کرد، گفت: «نگران نباش من یه دعانویس خوب هم سراغ دارم که کارش حرف نداره حتماً نتیجه می‌گیری، دستش خیلی خوبه». به او گفتم: «اما من مطمئن نیستم که نتیجه بگیرم شما مطمئنی که مشکل من حل بشود؟» قیافه‌ای حق به جانب گرفت و گفت: «بله اگر به کار من شک داشتی چرا اصلاً اینجا آمدی؟» گفتم: «نه، فقط می‌خواستم مطمئن بشوم.» خلاصه 20 هزار تومان علی الحساب از ما گرفت و قرار بعدیمان را هم روزی گذاشت که برای تحویل دعا به او مراجعه کنم.

فالگیرها، متخصصان روابط عمومی!

اگر همیشه قبل از انجام هر کاری کمی فکرمان را به کار بیندازیم می‌توان تشخیص داد که کجای کارمان درست و کجایش غلط است. معمولاً افراد وقتی مسئله خاصی در زندگی‌شان پیش بیاید، به فالگیر مراجعه می‌کنند، برای همان مسئله نیت می‌کنند و جواب می‌خواهند. بعضی فال‌ها واقعی‌تر به نظر می‌آیند و این فقط دلیلش توانایی بالای فالگیر در روانشناسی افراد است. آنها می‌دانند که فرد به هر حال مشکلی در زندگی دارد و به احتمال زیاد فال قهوه گرفتنش هم به دلیل فشار آن مشکل است.

قیافه و طرز لباس پوشیدن فرد هم برای یک آدم با دقت می‌تواند حرف‌های زیادی برای گفتن داشته باشد. آنها افراد را در زمان کوتاهی برانداز می‌کنند و درباره‌ آنها به نتیجه می‌رسند. در جریان فالگیری هم، آنجاهایی که از حرف‌های فالگیر به هیجان می‌آیند، خود فرد هم به او کمک می‌کنند و حقایقی از زندگی‌‌اش را با او در میان می‌گذارد بدون اینکه خودش متوجه شود. گفتیم فالگیرها افراد با هوشی هستند به همین دلیل شما را به آینده ای معین امیدوار می‌کنند. امیدواری‌هایشان مبهم است، اما زمانی که تعیین می‌کنند، کمی قطعی است. مثل اینکه «تا‌سه ماه دیگر، بخش زیادی از مشکل کاری شما با رئیست حل می‌شود، اما یکی از همکارانت که با تو سر یک قضیه مشکل دارد، برای اذیت کردنت کارهایی می‌کند که به موقع باخبر می‌شوی و احتمالاً جلوی آنها را می‌گیری.» خیلی از اطلاعات این نتیجه‌گیری را خودتان بی ‌آنکه حواستان بوده باشد در اختیارش گذاشته‌اید.

با چند نفر از مشتریان پر و پا قرص فالگیر‌ها که گفت‌وگو کردیم به این نتیجه رسیدیم که اگرچه فالگیر‌ها قدرت پیشگویی ندارند، اما واقعاً اساتید روابط عمومی هستند! یکی از فالگیرها به مشتری همیشگی خود سال‌هاست که وعده آمدن خواستگار پولدار را داده است و هر بار بعد از دو تا سه ماه با اینکه او هنوز مجرد است، باز هم به فالگیر مراجعه می‌کند. دیگری هنوز هم منتظر شغل مناسب و قبول شدن در دانشگاه سراسری است. از همه جالب‌تر افراد بزرگسالی هستند که از سطح تحصیلات و روابط اجتماعی قابل قبولی هم برخوردارند، اما با کمال تعجب پای بساط فالگیر می‌روند. در پایان کلام می‌خواهم بگویم فکرکردن یکی از راه‌هایی است که همیشه باید در زندگی خودمان به کار ببریم و از آن به نحواحسن استفاده کنیم.

همچنین سرمنشأ مثبت اندیشی از باورهای ما می‌آید. باورها و اعتقادات هر فرد و نوع برداشتش از زندگی و وقایع آن است که او را به سمت و سوی خوشبختی یا بدبختی می‌برد پس باید خودمان سرنوشت خودمان را تغییر بدهیم و به دست دیگران نسپاریم. هر اتفاقی که در زندگی ما پیش می‌آید از نظر ما یا خوشایند است یا ناخوشایند. پس هر امری می‌تواند باعث خوشحالی و خوشبختی ما یا باعث ناکامی و ناراحتی ما شود.
مثبت‌اندیشی به ما کمک می‌کند که بتوانیم تغییرات مفیدی در رفتار، گفتار، کار و زندگی خود ایجاد کنیم.

/ 0 نظر / 7 بازدید